از سمت مشرق

ندایی از مشرق، رو به بیداری

طبقه بندی موضوعی

سلام

شب شهادت امام صداق (ع) رو تسلیت می گم.

این مداحی رو زیاد گوش می دم. قدیمیه و دلنشین.

التماس دعا

سلام من به تو یا صاحب الزمان به فدایت

چه می شود شنوم از کنار کعبه صدایت

۰ نظر ۰۸ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۳
هاتف بامدادی

بخش اول:

1- منابعی که در هر زمانی ارزشمندن، ثروت محسوب می شن. مثل فلزات گران بها و نفت.

2- ثروت با پول خیلی متفاوته. ثروت پشتوانه پوله. ثروت پشتوانه هر ملتی در هر زمانی هست. اما پول اعتباریه. لزوما همیشه اعتبار نداره.

3- روزگاری فقیرترین کشورهای دنیا، ثروتمندترین کشورها بودن. به گواه تاریخ، در دوران رشد غرب، سیل ثروت از این مناطق به غرب جاری بوده. مثلا فکر کنید انبوه طلاهایی که از آفریقا و از سرخپوستا دزدیده شده، همین الآن تو خزانه کشورهایی مثل آمریکا یا همون ایالات متحده انبار شده!

4- علم، ارتش، ابزار و هر چیزی که برای غرب سلطه میاره، در سایه همین ثروته. پشتوانه برای اون ها همین منابع فراوانیه که از کشورهای دیگه به تاراج بردن. چه تمدنی! تمدنی بر پایه خون!

5- حالا وضعیت این کشورهای فقیر صد البته خیلی دیدنیه! و وضعیت کشورهای غربی هم همینطور! اصول غرب در مواجهه با کشورهای دیگه چندان تغییر نکرده. خیلی فریب ظاهر رو نخورید که برای به دست آوردن افکار عمومیه.

بخش دوم:

وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِیهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِکُمَا بِمِصْرَ بُیُوتًا وَاجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۸۷﴾
و به موسی و برادرش وحی کردیم که برای قوم خود خانه‏هائی در سرزمین مصر انتخاب کنید، و خانه‏هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید، و نماز را بر پا دارید، و به مؤ منان بشارت ده (که سرانجام پیروز می‏شوند). (۸۷)
وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَةً وَأَمْوَالًا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا رَبَّنَا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُوا حَتَّى یَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ ﴿۸۸﴾
موسی گفت پروردگارا تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده‏ای و نتیجه‏اش این شده که (بندگانت را) از راه تو گمراه می‏سازند، پروردگارا! اموالشان را نابود کن و دلهایشان را سخت (و سنگین) ساز، تا عذاب دردناک را نبینند ایمان نیاورند. (۸۸)
قَالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمَا فَاسْتَقِیمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۸۹﴾
فرمود: دعای شما پذیرفته شد، استقامت بخرج دهید و از راه (و رسم) کسانی که نمی‏دانند تبعیت نکنید (۸۹)
سوره مبارکه یونس، آیات 87 ال 89

۰ نظر ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۲:۵۸
هاتف بامدادی

ای مرغِ سحر! چو این شبِ تار

بگذاشت ز سر، سیاه‌کاری،

وز نفحه‌ی روح‌بخشِ اسحار

رفت از سرِ خفتگان، خماری،

بگشود گره ز زلفِ زرتار

محبوبه‌ی نیلگونْ عماری،

یزدان به‌ کمال شد پدیدار

و اهریمنِ زشت‌خو حصاری،

یادآر ز شمعِ مرده! یادآر!

علی اکبر دهخدا

--------------------------------------------

پی نوشت: آقای ما! فصل اومدنتون کی می رسه؟ 1000 سال بس نیست؟

۰ نظر ۰۴ تیر ۹۵ ، ۰۱:۳۸
هاتف بامدادی

 عالَمم به رنگ شب شده. اندوهم مثل گل های شب بو ست و شکوه ام [اگر باشد] شبگیر.

این روزها کوچه ها خالی است، خانه هم ساکت. جز صدا جیرجیرک چیزی نمی شنوم.

تنها چیزی که مانده است [رفیق!] تلألو نور مهتاب در میان آب حوض حیاط است.

۱ نظر ۰۹ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۷
هاتف بامدادی

به نظر می رسه جنگ نفس گیری در راهه. هنوز جبهه کفر با تمام توان به میدون نیومده. فتنه ها تمام و کمال خودشونو نشون ندادن.

در هر حال از مخالفت های علنی با حرف های رهبری و بقیه تحولات روز، بوی خوشی به مشام نمی رسه. قراره هزینه بدیم و چیزهایی رو در عوض به دست  بیاریم.

دقت کنید که رسانه ها تمام حقایق رو بیان نمی کنن. چه در مورد سوریه، چه در مورد اتفاقات داخلی. و این خودش زمینه ساز بروز فتنه های آیندس.

در هر حال إنّ الله بالغ أمره.

--------------------------------------------------------------

پی نوشت: نقطه اتکای ما، حق و بیان حقیقته. ما بر حقّیم، بنابراین تنها نظامی در دنیا هستیم که از بیان تمام و کمال حقایق هراسی نداریم. مطلب مهمّی در این باره در bهنم هست که إن شاءالله در Hینده خواهم نوشت.

۰ نظر ۲۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۳۳
هاتف بامدادی

یکی از آفت های دنیای مجازی اینه که، آدمایی که قبلا کسی آدم حسابشون نمی کرد و امیدی به تعقّلشون نبود، برای خودشون بلندگو پیدا می کنن تا افکار مریض و لجن مالشونو توی دنیا جار بزنن.

از قضا تعداد زیادی از این آدما مخاطبای زیادی هم پیدا کردن.

بی عقلی فراتر از یک بیماریه و ظاهرا هم که  مُسریه.

پی نوشت: یک جنبش که در حال مبارزه با یک مصداق، دقت کنید که یک مصداق بلندگوهای سیاه و قرمزه، جنبشِ stop making stupid people famous هست.

۰ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۲۶
هاتف بامدادی

طاقت کجاست روی عرقناک، دیده را؟                                                                       آرام نیست کشتی طوفان رسیده را

بی حسن نیست خلوتِ آیینه‌مَشربان                                                                      معشوق، در کنار بود پاک دیده را

یاد بهشت، حلقهٔ بیرون در بود                                                                                 در تنگنای گوشهٔ دل، آرمیده را

ما را مبر به باغ که از سیر لاله‌زار                                                                             یک داغ صد هزار شود داغدیده را

با قدِّ خم ز عمر، اقامت طمع مدار                                                                           در آتش است نعل، کمان کشیده را

زندان جانِ پاک بود تنگنای جسم                                                                             در خم قرار نیست شرابِ رسیده را

شوخی که دارد از دل سنگین به کوه پشت                                                              می‌دید کاش صائب در خون تپیده را

                                                                                                                                                                                   صائب تبریزی

لینک منبع

۱ نظر ۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۱
هاتف بامدادی

چند وقتی است که خانه ام را گم کرده ام

عطر شب بو را

و سایه درختان را؛

چند وقتی است مقیم شبم،

نسیم سحر به سمتم نمی آید

و دستم را به طرف درخت سیب دراز نکرده ام؛

باز هوس کرده ام

که از الماس های همسایه ها نور بردارم

وقت طلوع شکوفه ها رو نگاه کنم

وقت غروب ستاره ها را بچینم؛

چند وقتی است تازگی نکرده ام

کهنه ام. خسته و وارفته نشسته ام.

دوست داشتم آب روانی بودم

که دیگران خودشان را در من ببینند

و درختان و گل ها را به آسمان نزدیک تر کنم

و سر انجام به اقیانوس متصل شوم؛

دوست دارم

پابرهنه در پای کوه

آنجا که دره های سبز با شکوفه های فراوان هست

بدوم

و فریاد بزنم

"سلام آزادی! سلام تازگی!"

۰ نظر ۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۴۰
هاتف بامدادی

لطفا قبل از اینکه از رهبری مایه بذارید، کمی فکر کنید!

قبل از اینکه برای انتشار اندیشه خودتون و قبولوندن این تفکر به بقیه متمسک به ولایت فقیه بشید، به عاقبت این کار فکر کنید! با این کار دارید عملا رهبری رو سپر خودتون می کنید. دارید می گید منطق من اینه: چون آقا گفتن پس درسته. دقت کنید که بعد از یه مدت حرف هایی که شما گفتید فراموش می شن و با ارجاع بیش از حد به رهبری، هزینه های وارد شده به ایشون باقی می مونه.

عزّت و جایگاهی رو که رهبری در طول سالیان، با خون دل خوردن ها و با صبر به دست آوردن، برای به دست اوردن هدف خودمون هدر می دیم! مگه حضرت آقا چه گناهی کردن که ما به جای آبرو به دست آوردن برای ایشون باید از آبروی ایشون خرج کنیم. لطفاً نگید برای اهداف دینیه، چون اساساً انتظاری از بعضی سیاستمدارا نیست که بخوایم در موردشون صحبت کنیم! بعضاً خیلی راحت دروغ به رهبری می بندن و یا گاهی با لق لقه زبان کردن عباراتی مثل "مقام معظم رهبری" و یا "مقام عظمای ولایت"، به دنبال ماستمالی کردن گندکاری های خودشون هستن. خدا لعنتشون کنه که حاضرن حتی اولیاء خدا رو هم قربانی رسیدن به اهداف خودشون کنن.

دقّت کنید که ما باید سپر باشیم برای اولیاء خدا. از مرجع تقلید تا ائمه و پیامبر بزرگ (ص)، نه اینکه همیشه برای قبولاندن حرف خودمون از ایشون مایه بذاریم. نه اینکه هیچوقت از رهبری نگیم، ولی پنهان شدن پشت ایشون به خصوص در بحثای منطقی، اصلاً کار پسندیده ای نیست. البته به عقیده بنده، در جایی که حرف، حرفِ محبّته و نه استدلال های منطقی، استفاده به جا و مناسب از حرف ها، عقاید و اعمال ایشون می تونه مناسب باشه.

۰ نظر ۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۱۱
هاتف بامدادی

تابستانم مرثیه ای تازه بود

و پاییزم لحظه های تنهاییِ غروب در کوهها

زمستان را به انتظارم هنوز ...

پی نوشت: این نوشته مربوط به چند ماه پیش هست.

۰ نظر ۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۰۴
هاتف بامدادی